السيد محمد حسين الطهراني
25
امام شناسى (فارسى)
اين نور در به دو پيدايش حضرت آدم ، در او به وديعت قرار داده شد و به مقتضاى « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » « 1 » و نيز به مفاد « وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » « 2 » آدم يگانه گوهر عالم هستى و يگانه دُرّ شاهوار صدف عالم كون و خزينهء اسرار حضرت ربوبى قرار گرفت و تا حدّى در او طلوع نموده و به ظهور پيوست . لكن به مقتضاى اصل وراثت آن سِرّ به فرزندان آدم انتقال يافت و در پيمبران ، هر يك به نوبهء خود به نحوى طلوع و بروز نمود و با مراتب اختلافى كه در آنان ديده مىشد هر يك مركز تجلّى آن نور به قدر استعداد و ظرفيّت خود شدند . « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ » « 3 » تا نوبت به خاتم النبييّن و سيّد المرسلين محمّد بن عبد الله صلّى اللّه عليه و آله رسيد ، آن نور به نحو تامّ و أتمّ طلوع نمود و به اصل وراثت تا به حال در اصلاب پدران كه دوران كمون خود را طىّ مىنمود ، اينك به مرحلهء ظهور و بروز رسيد و آنطور كه بايد و شايد بدون هيچ كمى و كاستى طلوع نمود . لذا شريعت او ناسخ همه اديان و دين او متمّم و مكمّل تمام اديان و تا روز قيامت باقى و برقرار است . نور الهى و حقيقت محمّدى پس از پيامبر اكرم به اميرالمؤمنين و بواسطه ايشان به سائر ائمّه طاهرين انتقال يافت . و اين آثار به واسطهء سعهء روح و ظرفيت قلب مبارك آن حضرت است نه امر اعتبارى تشريفاتى ، و سپس در ذريّه آن حضرت انتقال يافت ؛ يعنى همان نور دو قسمت شد نيمى در نفس مبارك آن حضرت و نيمى در نفس أميرالمؤمنين عليه السّلام جاى گرفت و از لقاح نور أمير المؤمنين و حضرت صديقه سلام الله عليها بذرّيهء آن حضرت منتقل شد . كما آنكه فرمود إنَّ اللهَ جَعلَ ذُريَّةَ كُلّ نَبىّ فِى صُلبهِ وَ جَعَلَ ذُرِّيَّتِى فِى صُلب علىّ بنِ أبى طالِب « 4 » خداوند ذرّيهء هر پيغمبرى را از صلب خود آن پيغمبر قرار داد و ذريّ مرا از صلب على بن أبى طالب قرار داد .
--> ( 1 ) سوره البقرة : ( 2 ) - آيه 31 ( 2 ) سوره البقرة : ( 2 ) - صدرآيه 30 ( 3 ) سوره البقرة : ( 3 ) - صدرآيه 253 ( 4 ) ينابيع المودّة ص 252